الشيخ رسول جعفريان
990
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
الزمانى امير محمد باقرا - سلّمه اللّه - رئيس بر كل علما و اشراف و عظما باشند و در مجلس همايون هيچكس را ياراى تقدم بر آن مجتهد الزمان نباشد در نشستن و ايستادن ، و عرض مطالب را مشاراليه بخواند و همهكس آن علامة العلماء را مقدم داند بر همهكس ، و حاصل آنكه در همه باب هيچكس از صدور و علما و سادات بر مشاراليه تقدم نكند و امرا را مقرّر فرمودند كه به تهنيت مشاراليه رفته در اعزاز و احترام آن علامهء عصر دقيقه [ اى ] فوت و فروگذاشت نكنند . و در هجدهم شهر جمادى الاولى خلعت فاخره به آن مجتهد الزمان شفقت و عنايت فرمودند و ثانيا امرا و اكابر از هر طبقه به تهنيت آن علامة العلماء آمدند و موقوفات آقا هوشيار و حاصل حمام خسرو آقا كه به جهت استكتاب مقرّر شده بود ، همگى به علامة العلماء مفوّض شد كه به مصارف مقرّر صرف نمايند . » « 1 » تاكنون شاهدى به دست نيامده كه پيش از وى كسى به اين سمت ، كه عنوان ملاباشى يافت ، رسيده باشد . در سال 1127 قيمت گندم و آرد در شهر بالا رفت و به تعبير مؤلف : « جمعى از منافقان بىدين تحريك فتنه نموده » شايع كردند كه مير محمد باقر ، شاه را بر بالا بردن قيمت تحريض كرده است . متعاقب اين شايعه ، جمعى از زنان و اوباش را تحريك كردند تا به در خانهء شاه رفته و از آنجا به در خانهء سيد رفتند « و بالاخره منتهى شد كار ايشان كه آتش زدند به در خانهء مشاراليه » ؛ به دنبال آن شاه داروغه را فرستاد تا مردم را پراكنده كردند . در اين ميان سيد محمد باقر نيز به درد سينه گرفتار شده بود . قرار شد تا داروغهء جديد با جمعى از جزائريه « 2 » به محافظت از سيد بپردازند . مؤلف اظهار مىدارد كه جزائريه زودتر آمدند و آنها كه قريب به دويست نفر بودند با شمشيرهاى آخته به خانه حمله كردند و « قرب صد نفر در آن خانه بودند از طلبه و اقارب آن سيد عالىجناب در لمحهاى چنين كردند كه همهء اهل خانه را برهنه كردند و زخم زدند و مىگفتند كه ما حسب الامر مأموريم به آنچه مىكنيم . » از اتفاق ، تنى چند از صاحب منصبان رسيدند ، داخل خانه شدند و به ضرب جزائريه مشغول شدند و آنان را از خانه بيرون كردند . به نظر محمد حسين ، عامل اصلى اين اقدام « مردود بىمذهب ملعون فتحعلى خان » بوده كه در آن وقت قوللرآقاسى و سپس اعتماد الدولة شده و در نهايت معزول و كور شد . « 3 » روز بعد كه در صدد تنبيه گرگين خان برآمدند گفت كه اين كار را به امر فتحعلى خان كرده است . مؤلف مىافزايد : « و از غرايب
--> ( 1 ) . همان ص 556 ( 2 ) . دربارهء پيشينهء اين نيروى انتظامى ، بنگريد : شاردن ، سفرنامه ، ج 3 ، ص 1195 ( 3 ) . اين فتحعلى اعتمادالدولهاى بود كه گفته شده به تحريك ملاباشى وقت يعنى ملا محمد حسين نابينا شد . قاعدتا وى رابطهء خوبى با علما نداشته و شبههء تسنن وى هم مطرح شده است . شاعر مكافاتنامه ( ابيات ، 1085 - 1086 ) به شدت از وى بدگويى مىكند .